ناصر خسرو
56
گشايش و رهايش ( فارسى )
مىبينيم حال عالم كه همىگردد از سرما و گرما و روشنى و تاريكى و زايش و جز آن . دروغزن گردند ؛ و اگر گويند پذيراى حوادث است ، چيزى كه حوادث پذيرد محدث باشد از بهر آن كه حوادث جز در محدث پيدا نيايد ، و قديم را حال گردنده نباشد . پس عالم كه حوادثپذير است محدث است . دليل ششم بر آن كه عالم محدث است آن است كه هر چه هست در اين عالم زير چهار طبع است كه از يكديگر گريزانند ، و چون طبايع گريزان در نبات و حيوان جمله شدند همىدانيم كه اين گريزندگان به طبع خويش فراهم نيامدند بلكه ايشان را فراهمآرندهيى آرندهيى است كه ايشان به قهر او مقهور شدهاند ، پس عالم مقهور است و هر چه مقهور باشد محدث باشد از بهر آن كه قاهر پيش از او بوده باشد . بررس تا بدانى ، بشناس تا برهى . مسئلهء سيزدهم هيولا چيست و چند گونه است ؟ پرسيدى اى برادر كه هيولا چيست و به چند گونه است و اين [ را ] چه نام است ؟ بازنماى تا بدانيم . جواب بدان اى برادر كه لفظ هيولا از تازى گرفتهاند و [ 48 ] به پارسى چنان باشد كه آراسته شده مر او را ، و هيولا بر دو گونه است يكى از او مطلق گويند و يكى را مضاف ، و هيولاى مضاف چنان باشد كه چوب مر كرسى را كه هيولاى اوست ، يعنى كه چوب آراسته شده و ساخته شده مر ساختن كرسى را ، و همچنين هيولاى انگشترى سيم است كه او را ساخته شده است . و هيولاى مطلق آن است كه او را بىصورت